تبلیغات
دهکده تنهایی میثم

دهکده تنهایی میثم

امان از تنهایی

قصـــــه ی پینوکیــو



شاید د♥ ل من عروسکی از چوب است

مثل قصـــــه ی پینوکیــو محبوب است

اما چه دماغـــــــــــی داره این بیچاره

از بس که نوشته: "حال من" هم خوب است ... !

دیگر کمتر اشـــک می ریزم…

دارم بُــــــــزرگ می شوم

یا سنـــــــگ …. !!!

خدا میداند…




[ شنبه 9 بهمن 1395 ] [ 08:27 ق.ظ ] [ میثم یاری ] [ نظرات() ]

دوستتــــ داشــتم…!
از دور دوستتــــ داشــتم…!
بــی هیــــچ عطـــری،آغوشـــی،نگاهــی و یا حتــی بوســه ای…!
تنــها دوستتـــ داشــتم…!
اما حـــالا که دور شـــدی…!
چــه کــنم بـا ایــن همــه وابستــگی!!!
.

[ جمعه 20 اسفند 1395 ] [ 07:51 ق.ظ ] [ میثم یاری ] [ نظرات() ]

سلام روزگار...


چه میکنی با نامردی مردمان..

من هم ..

اگر بگذارند ...

دارم خرده های دلم را...

چسب میزنم...

راستی این دل ...

دل می شود ؟




[ یکشنبه 8 اسفند 1395 ] [ 12:35 ق.ظ ] [ میثم یاری ] [ نظرات() ]

بعضی وقتا...........

 
بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی … 

دلت بگیره ولی دلگیری نکنی … 

شاکی بشی ولی شکایت نکنی … 

گریه کنی اما نزاری اشکات پیدا بشن … 

خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری … 

خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی …



[ جمعه 22 بهمن 1395 ] [ 09:18 ب.ظ ] [ میثم یاری ] [ نظرات() ]

دیشب خوابش دیدم
دیشب از نگرانی خوابش دیدم دیدم که چطور داشت ورزش می کرد رفتم نزدیکش  تا بهش بگم که امدم این راه دور فقط واسیه تو یهو حالش خراب شد خون دماغ شد رنگم پرید 

دیویدم نزدیکش همینجور داشت خون می امد از بینیش نمیدونستم چکار کنم فقط جیغ کشیدم از خواب پاشدم هرجا هستی خدا کنم صحی سالم باشی خدا پشت پناهت باشه 




[ شنبه 16 بهمن 1395 ] [ 11:13 ب.ظ ] [ میثم یاری ] [ نظرات() ]

چه اشتباهی میکردیم

چه اشتباهی میکردیم که نسیم را 

مظهر عشق نامیدیم.

نسیم همیشه آرام و دلنشین نیست.

بد می‌سوزاند زمانی که بر گونه های 

خیسم می‌وزد....


[ شنبه 16 بهمن 1395 ] [ 11:06 ب.ظ ] [ میثم یاری ] [ نظرات() ]

اعدام

من قاتل ام!!!

مرا محاکمه کنید...

نه نه.بدون محاکمه اعدام کنید!!

من:

عمری است خاطره میسوزانم...

شب ها سیگار خفه میکنم...

پیک های مشروب تهی میکنم...

شیون و زاری سرقت میکنم...

گریه ها وناله ها عقیم میکنم...

تا دلت بخواهد خودزنی  میکنم...

اما از همه مهم تر وبدتر:

سالهای سال است...

دارم آرزو دفن میکنم...

من قاتل ام!!!

مرا بی محاکمه اعدام کنید...!

 



[ پنجشنبه 14 بهمن 1395 ] [ 10:07 ب.ظ ] [ میثم یاری ] [ نظرات() ]

کاش توام..

  دلم گرفته از بی وفایی هات

از بی توجهی هات
از بهانه هات
از نبودن هات
از همه چی دلم گرفته
از اینکه از تو فقط یه اسم به جا مونده
هستی ولی نیستی
دلم گرفته و بیان کردن این حس نیاز به هیچ زبان شاعرانه ای نداره
تمام افرادِ اینجا خیلی خوب می دونن دل گرفتن یعنی چی
می دونن دل گرفتن معنی نداره , درد داره د------ر-----د
می فهمی ؟؟؟
کاش توام نوشته هامو می خوندی 
کاش توام..


[ چهارشنبه 13 بهمن 1395 ] [ 12:17 ق.ظ ] [ میثم یاری ] [ نظرات() ]

تنهایــــــی یعنــــــــــــــــــی ....

 تنهایــــــی یعنــــــــــــــــــی ....

 

 هنوزمـــ سعی می کنی از تو رفتارش و حرفاش

 

 یه نکته ای پیدا کنی ، که به خودت تــَلقین کُنی

 

 داره به تو فـــــــــــــــکر می کنه...



[ چهارشنبه 13 بهمن 1395 ] [ 12:16 ق.ظ ] [ میثم یاری ] [ نظرات() ]

خسته ام . . .

خسته ام . . .


خدایا یک مرگ بدهکارم و هزار آرزو طلبکار . . .

خسته ام . . .

یا طلبم را بده یا طلبت را بگیر . . . !



____________________




گاهـ ـی حجـ ـم ِ دلــــتنـگی هایـ ـم

آن قــَ ـــ ـدر زیـاد میشود

که دنیــــا

با تمام ِ وسعتش

برایـَم تنگ میشود …

دلتنــگـم …

دلتنـــــگ کسی کـــــه

گردش روزگــــارش به من که رسیــــد از

حرکـت ایستـاد…

دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید…

دلتنگ ِ خود َم…

خودی که مدتهــــ ــــ ــاست گم کـرده ام ..!!!




[ شنبه 9 بهمن 1395 ] [ 08:31 ق.ظ ] [ میثم یاری ] [ نظرات() ]

خدایا............

خدایا به تو سپردمش…

فقط یه خواهشی دارم…

یه روزی…

یه جایی…

بغل یه غریبه…

مسته مست…

بد جوری یاد من بندازش




[ شنبه 9 بهمن 1395 ] [ 08:26 ق.ظ ] [ میثم یاری ] [ نظرات() ]

درد
گاهی نه آشنا درد را می فهمد
نه حتی صمیمی ترین دوست
گاهی باید تنهایی ، درد را فهمید
تنهایی ، خلوت کرد
تنهایی ، آرام شد
و ‌تنها خدا می داند
چه می گذرد در دلت . . .
.
.
.
من این شعرها را
در انجمن ها
“سپید” نکرده ام
این ها محصولِ
آسیابِ تنهایی من است . . .

[ جمعه 8 بهمن 1395 ] [ 10:07 ق.ظ ] [ میثم یاری ] [ نظرات() ]

خداحافظی
پای هر خداحافظی محکم باش …
کم کم یاد خواهی گرفت
تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست
و زنجیر کردن یک روح را
اینکه عشق تکیه کردن نیست
و رفاقت، اطمینان خاطر
و یاد می گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند
و هدیه‌ها، معنی عهد و پیمان نمی دهند …
کم کم یاد می گیری
که حتی نور خورشید هم می سوزاند
اگر زیاد آفتاب بگیری
باید باغ ِ خودت را پرورش دهی
به جای اینکه منتظر کسی باشی
تا برایت گل بیاورد …
یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی
که محکم باشی پای هر خداحافظی
یاد می گیری که خیلی می ارزی …

[ جمعه 8 بهمن 1395 ] [ 10:06 ق.ظ ] [ میثم یاری ] [ نظرات() ]

دلتنگ تنها

چه ساده قلبمان را دو دستی چسبیده ایم… که مبادا کسی آنرا بدزدد و عاشقمان کند غافل از اینکه برای عاشق کردنمان ، عقلمان را مید‌زدند…. و بعد ما میمانیم و “قلبی” که اندیشیدن بلد نیست!

.


.

ﺑﺎﯾﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﺭﻓﺖ، ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ.. ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻟﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺻﺪﺍﯼ ﻗﺪﻣﻬﺎﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﻮد. ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﺭﺍﻣﺸﺖ.. ﺩﻕ ﮐﻨﺪ، ﺍﯾﻦ ﺳﺰﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ…

.


.

گاهی اوقات حسرت تکرار یک لحظه دیوانه کننده ترین حس دنیاست…

.


.

اگر دلت شکستن! در تاریکی و خلوت خودت ناله کن، چون ادما سمعک ندارند که صدای ناله ای بشنوند! عینک شان هم گم شده نمی بینن که گلی پر پر شده…!!!

.


.

بعضی آدمھاغریبه بودند

آشناشدند..عادت شدند..عشق شدند..روزگارشدند..

خسته شدند..بی وفاشدند..دورشدند..بیگانه شدند..و فراموش ھم می شوند

و دوبارہ غریبه می شوند…



[ سه شنبه 18 آبان 1395 ] [ 09:51 ق.ظ ] [ میثم یاری ] [ نظرات() ]

دوباره برمیگردم
عکس های متن دار غمگین جدید

[ سه شنبه 18 آبان 1395 ] [ 09:49 ق.ظ ] [ میثم یاری ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 3 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]